دختر مسلمان
تو سومین نفر بودی

سومین نفر از آدم هایی که آزاد شدند

آدم هایی که از اعتقادهایی که به آن اعتقاد ندارند آزاد شدند

تو سومین نفر آن ها بودی که ترم اول با چادر دیدمت  ولی ترم دوم ...

وقتی روی صندلی بوفه نشسته بودی و نفس های راحت آزادی را می کشیدی

با هر نفس ات من هم نفس راحتی می کشیدم

نفس راحتی می کشیدم که چه خوب شد کنارش گذاشتی

چیزی را که دلیلی برای بودنش نداشتی

خوب نبود که همراه تو باشد و نتواند پوششی برای موهای پریشانت باشد

ولی من دعایت کردم ....خیلی ...

امروز بعد تعطیلات طولانی ترم از دور دیدمت

فرق کرده بودی ... انگار آزاد تر به نظر می رسیدی

انگار جو دانشگاه کار خودش را کرده بود !!!

اصلا بهتر که دیگر همراهت نیست

تو و چادر مشکی به هم نمی آمدید  !!!




منبع:http://www.cse91-vru.blogfa.com


نوشته شده در تاریخ یکشنبه 29 تیر 1393 توسط فاطمه سادات رضوی | نظرات ()
ای فرزند آدم!

هرچه بیشتر از مقدار خوراكت به دست آوری،خزانه دار دیگران خواهی بود.

امام علی علیه السلام...




نوشته شده در تاریخ شنبه 28 تیر 1393 توسط فاطمه سادات رضوی | نظرات ()

بانو کاش این باطن پاکی که می گویی

ظاهرش هم خدایی بود...

بانو کاش می دانستی خدایی که دلت با اوست

حجاب را چقدر دوست می دارد...

و می دانم که می دانی خدا تو را چگونه بیشتر دوست دارد...



نوشته شده در تاریخ شنبه 28 تیر 1393 توسط فاطمه سادات رضوی | نظرات ()
وقتی مشکی مد باشه خوبه وقتی رنگ مانتو شلوار باشه خوبه

وقتی رنگ عشقه خوبه

وقتی رنگ کت و شلوار باشه با کلاسه

وقتی لباس های شب تو مهمونی ها مشکی باشه باکلاسه

اما...

وقتی رنگ چادر من مشکی شد

بد شد

افسردگی می آورد

دنبال حدیث و روایت می گردند

که رنگ مشکی مکروهه

مشکی تا جایی که برای لباس های شما بود خوب بود و باکلاس به ما که رسید بد شد

من و متهم می کنید به افسردگی به دل مردگی

و من توی زندگی دنباله لحظه ای هستم که افسردگی گرفتم به حکم شما

چرا حجاب را مساوی با افسردگی می دانید!

دوست دارم چادر مد شود

مشکی رنگ عشق باشد

عشق به خدا بدون افسردگی



من با چادر مشکی ام آزادم...





نوشته شده در تاریخ شنبه 28 تیر 1393 توسط فاطمه سادات رضوی | نظرات ()
«وقتی هجده ساله بودم با دوست پسرم ازدواج کردم چون او می خواست به ویتنام برود .
تصمیم گرفتم در یک رشته پزشکی نظامی نام نویسی کنم .تقریبا در همان زمان ها در
حال مطالعه درباره ی دین یهود بودم «اگر چه همچنان یک مسیحی بودم»، علت اصلی آن
 هم این بود که یهودیان اعتقادی به منجی بودن عیسی ندارند .اما دریافتم که من پذیرفته ام
 که مسیح یک پیامبر الهی است و یهودیان این را نمی پذیرند !

من همچنین معتقد به چگونگی تولد مسیح از باکره ای به نام مریم مقدس بودم که این را
هم یهودیان قبول نداشتند .اما چیزهایی که درباره ی اعتقادات دیگر آنها خوانده بودم ،از
نظر من درست بود و با مباحثاتی که پیش از آن با کشیشها و روحانیون مسیحی داشتم
 کاملا متفاوت بود .بنابراین خود را فردی نیمه یهودی تلقی می کردم .

تعلیمات امدادی پزشکی نظامی را دیده بودم و در آخرین روزهای سقوط سایگون در ویتنام
حاضر بودم .(بله !یک سرباز تمام عیارجنگ ویتنام با یک ستاره ی برنز و دو قلب زرشکی !)
 در سال 1978 به عربستان سعودی اعزام شدم زیرا سازمان ملل به افراد آموزش دیده برای
 رهبری یک مأموریت امدادی در زمینه ایمن سازی و مراقبت از اپیدمی در مناطق جنوبی
 عربستان سعودی ، عمان و یمن را در بر گرفته بود نیاز داشت .

در مواردی که فرصت می یافتم به مشاهده ی اعراب چادر نشین می پرداختم که در طول
 روز چند بار نماز می خواندند و تنها کلمه ای که زیاد می شنیدم و برایم مفهوم بود این
کلمه بود "الله "اما دلبستگی آن مردم به دینشان مرا به شدت تحت تأثیر قرار داد .

در اوایل دهه 80 سفری به خاورمیانه داشتم ، همراه با همسرم .در شهر قاهره
"چراغ درون وجودم " از خاموشی و افسردگی به روشنایی گرایید و آن وقتی بود که
مطالعاتم درباره ی اسلام را ادامه دادم .
ازدواج من با شوهرم روزهای پایانی خود را سپری می کردم و وقتی از هم جدا شدیم
دچار ناراحتی روانی شده بودم چون خانواده ام و خانواده همسرم بسیار تلاش داشتند
تا نظر مرا نسبت به این تغییر عقیده ی مذهبی به نظر آنها خطرناک عوض کنند ، عقیده ای
 که مرا مجذوب ساخته بود .

در حال دست و پنجه نرم کردن با موضوع بودم و پس از مطالعات زیاد ، به جنوب نقل مکان
کردم تا به کالج برگشته و دوره ی تحصیلات نیمه تمام لیسانس خود را به پایان برسانم
 در آنجا با بسیاری از دانشجویان مسلمان آشنا شدم که از معلومات اسلامی من و آگاهی
 من از دینشان بسیار تعجب می کردند .
شش ماه بعد، تمام وقت به خواندن قرآن مشغول بودم و در رمضان سال 1989 شهادتین

را گفتم ."

_« خانم نیکول کوئین اهل دالاس آمریکا در می 2007 از مسیحیت به اسلام گروید .
وی همانند سایر زنان آمریکا مشروب می خورد ، در کلوب های شبانه شرکت می کرد
و عکاسی می کرد . اما زمانی پیش آمد که وی با سوالهای بی جواب فراوانی روبرو شد .
دوستانش وی را تشویق کردند تا جواب سوالاتش را از مسلمانان بپرسد. پس از آن نیکول
چنان مجذوب شد که تا ساعت صبح مشغول تماشای ویدیوهای یوتیوب و افراد تازه
مسلمان شده آمریکایی بیدار ماند.


نیکول اسلام را به عنوان راهنما برگزید و مقصد خود را بر اساس آن انتخاب نمود. مادر
وی می گوید نیکول کتاب های زیادی راجع به اسلام خوانده بود اما هیچگاه فکر نمی کردیم
که وی مسلمان شود . دوستان وی نیز از این عمل وی حیرت زده شدند . اما نیکول شک
به دل خود راه نداد»

وی در رابطه با اسلام آوردنش می گوید:«پانزده ساله بودم که برای اولین بار شروع به
کسب اطلاعات درباره ی اسلام کردم .یک خانواده ی عرب به همسایگی ما نقل مکان
کرده بود و من شیفته ی رفتار آنها ، لباس پوشیدن ، زبان و مذهبشان شده بودم . خانم
خانه و من خیلی با هم دوست شدیم اما چهار سال طول کشید تا مسلمان شدم . آنها
هرگز اصراری برای مسلمان کردن من نداشتند ، فقط پاسخ سوالات مرا می دادند آن هم
با مهربانی و مهمان نوازی بسیار زیاد .در تمام دوران دبیرستان ،گرچه مسلمان نبودم،خود
را از همه ی حرکات منفی و غیر اخلاقی دور نگاه داشته بودم و این به واسطه ی همسایگی
 با آن دوستان تأثیر اخلاقی آنها برمن بود .
بنابراین وقتی مسلمان شدم تنها چیز واقعی که در من تغییر کرد نحوه ی پوشش من و
 فعالیتهای اوقات فراغتم یعنی رفتن به کنسرت ، سینما و ورزش بود .»


نوشته شده در تاریخ جمعه 27 تیر 1393 توسط فاطمه سادات رضوی | نظرات ()

لیندا نایمن و فروده سیگوارستن، زن و شوهر نروژی به همراه سه کودکشان در طی

مسافرتشان به شهر مارماریس ترکیه در دیدار از مسجد جامع این شهر و شنیدن

تلاوت بیست دقیقه ای قرآن در این مسجد تحت تاثیر صدای دلنشین قرآن قرار

گرفته و از برخورد خوب مسلمانان با آنها به اسلام روی آوردند.


هنگامی که تلاوت قرآن به اتمام رسید تمامی اعضای این خانواده نروژی در حالی که

گریه می کردند از قاری قرآن درخواست کردند که اطلاعات بیشتری درباره اسلام داده

و آنان را مسلمان کند.


لیندا نایمن، با بیان خاطرات خود در این زمینه می گوید: ما به مسجد رفتیم و به مدت

 بیست دقیقه به تلاوت قرآن گوش کردیم، آن زمان بود که قطرات اشک از چشمان ما

 جاری شد و از برخورد خوب مسلمانان با من و خانواده ام تصمیم گرفتم به اسلام روی

 آورم.

وی افزود: زمانی که به قرآن گوش می کردم احساس سبکی داشته و واقعا احساس

آزادی می کردم. واقعا خوشحال هستم که اسلام را به عنوان دین خود انتخاب کردم


و خانواده هم از روی آزادی این انتخاب را کرده اند.

گفتنی است که این فرد در صفحه رسمی اش در فیس بوک اعلام کرده است که

از این پس خود و خانواده اش به تبلیغ اسلام در نروژ و هرکجا که سر کنند می پردازد.

التماس دعا...






نوشته شده در تاریخ جمعه 27 تیر 1393 توسط فاطمه سادات رضوی | نظرات ()
امشب از آن شبهاست . . .

 از آن شبهایی که فقط خدا میداند

 چه ها میگویم: از آن گفتنهای خیس

 و از آن غرور های بلند و مرتفع خبری نیست . . .

 فقط خدا و من ! ! !

 امشب شب من و اوست . . .

#الهی_عفـــــــوک_عفوک_عفوک

التماس دعـــــــــــــــــــــــا... 





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 26 تیر 1393 توسط فاطمه سادات رضوی | نظرات ()


...به نام خداوند بخشنده مهربان...



سلام دوستان خوبم ...


اول از همه فرارسیدن این ماه پربرکت و عزیز ماه رمضان رو تبریک میگم و امیدوارم امسال بهترین

ماه رمضان نسبت به سال های گذشته برامون باشه و با کوله باری خالی از گناه این ماه رو ترک کنیم...

و امیدوارم که ان شا الله  این ماه ، ماه ظهور آقا امام زمان (عج) باشه...



از همه دوستان عذر میخوام که یه چند وقتی درگیر امتحانات بودم و نرسیدم نظرات رو تایید

کنم...و از همه کسانی که که تو این مدت وقت گذاشتن و مطالب وبلاگ دختر مسلمان رو خوندن 

 وبا نظرات خوبشون مثل همیشه دل گرم کننده بودن بی نهایت سپاس گزارم...

امیدوارم با مطالبم بتونم حتی شده قدم کوچیکی برای شادی دل بانوی بزرگوار حضرت فاطمه (س)

بردارم...

 و ... از همه خواهران وبرادرانی  که نظر میزارن و در نظرهاشون ازم سوال پرسیدن خواهش

میکنم یا نظر خصوصی نگذارند یا حداقل آدرس وبلاگ یا سایتشون رو قرار بدن تا من بتونم به سوال هایی

 که شده پاسخ بدم...

و  خوشحال میشم اگر نظر یا انتقاد وپیشنهادی برای بهبود وبلاگ دختر مسلمان دارید در نظراتتون

 با من در میون بگذارید...

ممنون که وبلاگ دختر مسلمان رو همراهی می کنید...

بازهم مثل همیشه محتاج التماس دعای فراوان دراین ماه عزیز...



اللهم عجل الولیک الفرج


صلوات...

الـلــَّهُـمَّ♥صَــلِّ♥عَـلــى♥مُــحــَـمــَّدٍ♥وآلِ مُــحَـمَّــدٍ♥وعَـجِــّلْ♥فَـرَجَــهُــمْ♥




 

 




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 تیر 1393 توسط فاطمه سادات رضوی | نظرات ()
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin :.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو